در منطقه قصیم، نخل نسلها بخشی از زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم بوده و پیرامون آن واژگانی غنی پدید آمده است؛ اصطلاحاتی که مراحل رشد و برداشت، اجزای درخت، روشهای آبیاری و نگهداری خرما را نامگذاری میکنند و هنوز در حافظه زبانی و کشاورزی منطقه زندهاند.
«خراف» به چیدن تدریجی رطبهای رسیده در طول فصل گفته میشود و ظرف آن که اغلب از برگ نخل بافته میشد «مِخراف» نام داشت. «جداد» مرحله پایانی برداشت و جمعآوری باقیمانده خرماهای رسیده است که در برخی کاربردها «صرام» هم خوانده میشود.
خوشههای خرما را «عِذق» و «قِنْو» مینامند، آغاز باردهی «طلع» و گردهافشانی «تنبیت» است و نخل نری که برای این کار به کار میرود «فحل» نام دارد. «جرید»، «خوص»، «لیف»، «کَرَب» و «فسیلة» نیز بخشهای مختلف نخلاند که روزگاری در ساخت خانه، در، سقف، طناب، حصیر و سبد به کار میرفتند.
در حوزه آب و انبار، «مسناة» مسیر هدایت آب باران و سیل به مزارع بود و «جُصّة» بنایی کوچک برای ذخیره بلندمدت خرما که خرما در آن فشرده میشد و شیرهاش از مجرایی در پایین گرد میآمد؛ به عمل چیدن و انباشتن خرما در آن «کنز» میگفتند. واژههایی چون «ساقیه»، «حوض» و «جال» نیز به تقسیم آب و مرز مزارع مربوط بودند و شماری از این واژهها ریشه در عربی فصیح دارند.
با وجود دگرگونی روشهای آبیاری، برداشت و فرآوری، بسیاری از این اصطلاحات هنوز در میان کشاورزان و در بازارهای خرما شنیده میشود و ثبت آنها بخشی از حفظ میراث ناملموس منطقه است. ابتکار «خراف نخل» نیز از سال ۲۰۲۱ با حمایت امیر منطقه قصیم و همکاری شعبه وزارت محیطزیست، آب و کشاورزی، جوانان را برای کار در این بخش آموزش میدهد تا دانش سنتی نخل به نسلهای تازه برسد.


